Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


سرخوشی

ای اشک دوباره در دلم درد شدی

تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی

از کودکی ام هر آنزمان خواستمت

گفتند دگر گریه نکن مــــرد شدی
 

یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد
 
بغضی نفس و گلوی او را آزرد

می خواست که عشق را نمایان نکند
 
اشک آمد و باز آبرویش را برد


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در شنبه 13 مهر 1392برچسب:,ساعت9:47توسط ملکه برفی | |